شهر موزیک اطلاعیه

شهر موزیک

هرگونه مطالب غیر مجاز و عرف جامعه در سایت جایی ندارد

سایت دانلود فیلم و آهنگ در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است.

ناگفته‌های تلخ از خانومدگی نابغه ریاضیات جهان در آمریکا

ماجرای مریم، نمونه کوچکی از زیادی مهاجرت‌ههست که توسط دانشجویان نخبه ایرانی صورت می‌پذیرد؛ نخبه‌ای که در آمریکا حتی بیمه درمانی هم نداشت و مجبور به تشکیل کمپین برای هزینه‌های درمانی خود انجام گرفت.

همه چیز نیکو پیش رفته بود. همین زمستان گذشته دکتر به صورتش لبخند زده و گفته بود: «دیدی سرطان را شکست دادی؟ هیچ اثری از سرطان سینه در بدنت نیست.»

«مریم» هم خندیده و به همسرش گفته بود: «احساس می‌کنم آن قدر قوی انجام گرفته‌ام که اگر ده به همراهر دیگر سرطان برگردد، به همراهز هم می‌جنگم و آن را شکست می‌دهم.»

اما هرگز فکرش را نمی‌انجامه به همین زودی دوبه همراهره سر و کله سرطان در خانومدگی‎اش پیدا شود: «به همراه خودم می‌گفتم یک سال پی گیری‌های درمانی و شیمی‌درمانی، حسابی من را از خانومدگی نرمال دور انجامه هست. به همراهید سریع برگردم، از همه جا عقب مانده‌ام. کارم را که به خاطر بیماری رها انجامه بودم، دوبه همراهره از سر گرفتم. کالج را هم که از زمان شیمی‌‌درمانی و به همراه همه دشواری‌هایش شروع انجامه بودم، ادامه می‌دادم و از این که به روزهای عادی خانومدگی برگشته‌ام، خوشحال بودم.»

اما این وضعیت عادی پنج ماه زیاد تر دوام نداشت. کآقارد امان مریم را می‌برد: «قبلا هم کآقارد داشتم اما به شکل دایمی نبود. وقتی موضوع را به همراه پزشکان درمیان گذاشتم، گفت احتمالا از عوارض شیمی‌درمانی و پرتو درمانی هست. می‌گفتند تو خیلی جوانی و احتمال این‌که دوبه همراهره سرطان به همراهانجام گرفت، زیاد کم هست. اما ماه پیش از انجام گرفتت کآقارد نمی‌توانستم قدم از قدم بردارم.»

وقتی خودش را به دکتر می‌رساند، انواع سی‌تی‌اسکن و آزمایش‌ها انجام می‌شود و بعدازظهر همان روز دکتر پای تلفن دربه همراهره جواب آزمایش به همراه او حرف می‌خانومد: «گفتند در دو تا از مهره‌های کمر یک زایده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد سرطان برگشته هست و این زائده به همراهعث انجام گرفته یکی از مهره‌های کمرم شکستگی پیدا کند و درد وحشتناک به دلیل آن شکستگی هست.»

مریم در آن لحظه ابداً حرفش دربه همراهره شکست سرطان یادش نمی آید و دوبه همراهره شوکه می‌شود؛ درست مثل زمستان سال ۹۴ که جواب آزمایش ماموگرافی را گرفته و متوجه انجام گرفته بود که توده داخل سینه‌اش یک غده سرطانی هست که تا زیر بغل‌ او ریشه دوانده هست: «ابداً قبول انجامنش کار آسانی نیست. همه خشم و اضطراب و عصبه همراهنیت دوبه همراهره سراغم آمد و این قدر تمام بدنم می‌لرزید که همسرم فکر می‌انجام الان هست که سکته کنم.»

به همراه این حال، مثل دفعه قبل، همه‌چیز را قبول انجامه و قرار نیست تسلیم شود. مریم حدود پنج سال پیش همراه همسرش به امریکا مهاجرت انجامه و دو سال پیش متوجه توده کوچکی در سینه‌اش می‌شود. ابتدا تصور می‌کند چیز حیاتیی نیست اما جواب آزمایش‌ها نشان می دهند ابتلای او به سرطان سینه محرز هست. درمان‌ها به شکل اورژانسی شروع انجام گرفتند؛ اول جراحی سینه و بعد شیمی‌درمانی. مریم بیمه درمانی نداشت. او و همسرش برای درمان، زیر قرض زیادی رفتند اما نه بیماری و نه قرض، هیچ‌کدام آن‌ها را مایوس نانجام.

مرکز تندرستی و حقوق بشر که به همت دکتر «کاویان میلانی» تاسیس انجام گرفته هست، کمپینی به همراه نام «مریم» راه انداخت و از آقام خوهست به او کمک کنند تا به همراه خاطری آسوده‌تر مراحل درمان را طی کند. مریم هم به همراه موها و ابروهای ریخته جلوی دوربین نشست و از بیماری‌ خود برای آقام حرف زد.

کمپین مریم خیلی زود جواب داد و او توانست قرض‌هایش را بپردازد و به همراه تمام توان به بهبودی‌ خود بیاندیانجام گرفت. افراد زیادی به همراه حرف‌های او از  بیماری سرطان پستان آگاه انجام گرفتند. خیلی‌ از بیماران و خانواده‌هایشان هنوز هم به همراه مریم در ارتبه همراهط هستند و از او دربه همراهره درمان، عوارض دارویی و… سوال می‌کنند. حالا مریم دوبه همراهره گرفتار سرطان انجام گرفته هست. این به همراهر مهره‌های کمرش درگیر انجام گرفته اند. او دوبه همراهره کارش را رها انجامه و به همراه خودش قرار گذاشته هست این به همراهر هم سرطان را شکست دهد: «من الان یک نوع پرتودرمانی جدید را شروع انجامم. این پرتودرمانی یک نوع اشعه هست که مثل جراحی عمل می‌کند و برای جاهایی مثل داخل هستخوان که جراحی غیر ممکن هست، هستفاده می‌شود.»

او گمان می‌کند که این نوع پرتو درمانی عوارض شیمی‌درمانی قبل را ندارد: «سری اول، داروهای آنتی‌به همراهدی هستفاده می‌انجامم که روی همه سلول ها تاثیر می‌گذارند. این داروها رانجام گرفت همه سلول هایی که سریع رانجام گرفت می‌کنند  را متوقف می‌کند اما داروی شیمی درمانی جدید فقط روی سلول های دنبال تاثیر می‌گذارد و جلوی پیشرفت سلول های سرطانی را می‌گیرد. به خاطر همین، عوارض مو ریختن و… را کم تر و خستگی و زخم‌های دهانی و… را دارد اما عوارض وحشتناک داروی قبلی را ندارد.»

او روز گذشته یک جراحی را هم پشت سر گذاشته و تخمدان‌هایش را درآورده هست: «سلول‌های سرطانی من از هورمون تغذیه می‌انجامند و به خاطر همین موضوع من خوهستم منبع هورمون را که تخمدان‌ها هست، در بیاورم.»

مریم از روزی که به این بیماری مبتلا انجام گرفته، مدام در حال تحقیق و خواندن مقاله دربه همراهره انواع سرطان هست. او موقع ویزیت دکتر هم همه سوالاتش را می‌پرسد و از دکتر می‌خواهد که مقالات و سایت‌های معتبر پزشکی را معرفی کند.

مریم حالا هم بی‎کار ننشسته؛ او در یک ماه گذشته سه ویدیو ساخته و از برگشت بیماری‌ خود، راه‎های درمان و آن‏چه بر وی می‌گذرد برای مخاطبه همراهنش در صفحه فیس بوک و اینستاگرام خود صحبت انجامه هست. تعداد به همراهر هم در گروه‌های اینترنتی بیماران داخل ایران شرکت انجامه و موضوعی که آزارش داده، به همراهورهای غلط بیماران و خانواده‌های آن‌ها بوده هست: «من زیاد تر به همراه کسانی که سرطان پستان دارند یا یکی از نزدیکانشان مبتلا به سرطان پستان هست، در ارتبه همراهط بودم و متوجه انجام گرفتم در زیادی موارد، خانومان مبتلا به سرطان پستان در ایران مورد ظلم مضاعف قرار می‌گیرند؛ مثلا دوستی می‌گفت در دوره شیمی‌درمانی به مادرم که مبتلا به سرطان سینه بود، اجازه نمی‌دادم بدون روسری یا کلاه‌گیس خودش را در آیینه ببیند. ما بیماران به غیر از روزهایی که واقعا حال‎مان بد هست، خیلی مواقع یادمان می‌رود که بیماریم و خانومدگی عادی داریم اما این برخوردها به همراهعث می‌شوند مدام بیماری به ما یادآوری شود.»

مریم توصیه می‌کند بیماران در ایران گروه‌های حمایتی تشکیل دهند؛ یعنی رده‌های سنی مشابه که مبتلا به این بیماری هستند، در یک روز مشخص گردهمایی اینترنتی برقرار کنند و دربه همراهره مشکلات‎ خود به همراه هم حرف بخانومند. او در امریکا عضو گرو مشابهی هست: «وقتی دور هم جمع می‌شویم و از مشکلات خود می‌گوییم، سبک‌تر می‌شویم. گاهی که یک عارضه جدید داریم، از دیگران می‌پرسیم آیا آن عارضه را تجربه انجامه‌اند؟ جواب‌های ساده افراد مبتلا، به انجام گرفتت هم از لحاظ روحی و هم به لحاظ مقابله به همراه بیماری کمک می‌کند.»

مریم خانواده‌ای در امریکا ندارد. پدرش یک به همراهر برای گرفتن ویزا اقدام انجامه و موفق نانجام گرفته هست. این به همراهر هم هنوز نتوانسته هست از سفارت خانه‌‌ای وقت مصاحبه برای ویزا بگیرد. اما دل مریم به پیام‌‌های پرمهری که بعد از هر ویدیو می‌گیرد، گرم هست: «من نه از بیماری‌ام می‌ترسم و نه خجالت می‌کشم. به عنوان کسی از جامعه این بیماران که صدایی دارم، حرف می‌خانومم تا من را بشنوند.»

ماجرای مریم، نمونه کوچکی از زیادی مهاجرت ههست که توسط دانشجویان نخبه ایرانی صورت می پذیرد. نخبه ای که در آمریکا حتی بیمه درمانی هم نداشت و مجبور به تشکیل کمپین برای هزینه های درمانی خود انجام گرفت. خانومدگی در آمریکا شرایطی را فراهم انجام که حتی به پدر مریم اجازه سفر به این کشور را ندادند و حالا نخبه جوان ایرانی در غربت، مشقت های فراوان را تحمل و برای همیشه مهاجر انجام گرفت.

[ad_1]

مطلب به پدر مریم هم ویزای سفر به آمریکا ندادند در سایت بزرگ شهر موزیک

0 نظر تا کنون ارسال شده است.

نظرات بسته شده است.